اختلاف های اجتماعی فرهنگی کودکان

اختلاف های اجتماعی فرهنگی کودکان: فراری اولیوریو با استفاده از روش کورمن برای پژوهش و بررسی نقاشیهای سه گروه کودک مختلف که سن آنها میان هفت تا ده سال بوده ، و به ترتیب متعلق به یکی از محله های عمومی شهر رم ، و دهکده کوچکی در سارد و دو دهکده در ساحل عاج بودند، جمع آوری کرد. این سه گروه به ترتیب عبارتند از وابستگان به یک جامعه صنعتی ، یک جامعه شبانی و یک جامعه بدوی با فرهنگی موافق با چند زن داری. در هر سه وضعیت ، وابستگی کودک به طبقات اجتماعی یکسان است.

اختلاف های اجتماعی فرهنگی کودکان : اختلاف های اجتماعی فرهنگی نقاشی کودکان : کودکان رمی در شهر بزرگی زندگی میکنند که در آن شهروندان دارای تمام تضادهای جامعه یی هستند که طی چند دهه اخیر از فرهنگ روستایی و پیشه وری به تمدن صنعتی و تکنیکی تغییر شکل یافته اند .

در جامعه یی که مواد مصرفی و تلویزیون بر همه چیز تسلط دارند و قسمت اعظم فضای سبز در آن جا از میان رفته ،

کودکان دیگر هیچ ارتباط واقعی با طبیعت ندارند، در منازل حوصله شان سر می رود ، در مدرسه ،

در کلاسهای شلوغ باید مطیع و آرام باشند. از نظر چنین کودکانی ، کار پدرانشان غالبا” قابل فهم نیست،

زیرا شعور ذاتی کودک برای درک این موضوع احتیاج به نظارت و تجربه مستقیم دارد و چون در جامعه صنعتی ،

کار حالت خاصی دارد و بیشتر از پیش وضع تخصصی پیدا کرده

و برای فهم آن باید خود را در چهارچوب وسیع تری قرار داد ، بدین علت

است که بعضی جهات مهم کار از نظر کودکان مخفی می ماند .

در حالی که مادران آنها نیز در بسیاری از مواقع ، در محله های دیگر شهر

در منازل افراد کار می کنند.

اختلاف های اجتماعی فرهنگی کودکان : بچه های سارد در محیطی چوپانی و در ارتباط دائمی با طبیعت زندگی می کنند . پدر هر ساله با

گله اش از یک چراگاه به چراگاه دیگری می رود و مدت درازی اغلب تا ده ماه مداوم ،

دور از خانه زندگی می کند. پدر معمولا” تابستانها در خانواده بسر می برد و بنابراین ما در نقش مهمی

ایفا می کند و در تمام اوقاتی که پدر از خانه و کاشانه دور است ، پرورش و تربیت کودک را برعهده دارد .

و در ساحل عاج شالوده خانوادگی هر خانواده یی با خانواده دیگر توفير دارد .

بعضی از خانواده ها فقط از پدر و مادر و کودکان شان تشکیل می شود .

خانواده های وسیع تر عبارتند از : مردی با چند زن و فرزندانشان . و بالاخره خانواده هایی که به حالت

عشیره یی و قبیله یی زندگی می کنند که شامل پدربزرگ مادربزرگها و داییها و عموها می شود .

در این وضع اخیر هرکس می تواند عمو یا دایی را پدر، و یا پسرعمو و پسردایی را برادر بنامد،

بی آنکه این موضوع فقط دارای جنبه ظاهری باشد.

زیرا این مسئله بیانگر حقیقت بیرونی یک جامعه قبیله یی و یک وحدت عشیره یی است.

اختلاف های اجتماعی فرهنگی کودکان :در حقیقت پایبندی خانواده عشیره یی آنچنان محکم است که

وقتی دو جوان از دو عشیره مختلف با هم ازدواج می کنند، احتمال اینکه این ازدواج پایدار نمانده و از

هم گسسته شود، بسیار زیاد است و برای هر دو عشیره این رابطه به عنوان یک فرار موقت قابل

تحمل است و بعد از گسسته شدن ازدواج، زن و شوهر به عشیره خود برمی گردند .

بنابراین شالوده خانواده در اینجا بسیار سست است و خانواده به صورتی که در دیگر کشورها مرسوم است ، وجود ندارد .

در داخل یک خانواده واحد نیز ممکن است تغییراتی پدید آید . به طور مثال ممکن است مردی که

چند سالی را با یک زن گذرانده و دارای فرزندانی هم از اوست ، بعد از مدتی با زنی دیگر

نیز ازدواج کند و با بچه های این زن، خانواده اش را وسیع تر کند .

اختلاف های اجتماعی فرهنگی کودکان :نخستین بررسی جالب در مورد هر سه گروه نگرشی است همسان که بچه ها نسبت به خواهران و برادران خود دارند. بچه ها تعداد خواهران و برادران خود را همیشه در نقاشی نسبت به تعداد واقعی آنها تقلیل می دهند.

در نقاشی شماره ۳۶ که دختر کوچکی آنرا کشیده است فقط خواهرش را نشان می دهد –

در حالیکه او دارای سه برادر هم هست. این گرایش ، یعنی حذف کردن خواهر و برادر، هنگام مقایسه

تعداد اعضای خانواده واقعی و خانواده نقاشی شده ، محرز می شود . معمولا” تقلیل تعداد برادران

و خواهرها در نقاشی ، تناسب مثبت با تعداد واقعی آنها دارد. در این نوع نقاشی ،

کودک بطور متوسط فقط یک برادر و یا یک خواهر را ، معرفی می کند و نشان می دهد .

بدین ترتیب نخستین نتیجه بحث ، این است که کودکان بدون وابستگی به محیط طبیعی یا نژادی،

برای جلب محبت و احترام والدین خود ، نسبت به کسانی که با آنها در رقابت هستند، رفتاری خودخواهانه دارند.

بهرجهت این رفتار چنان ریشه عمیقی در طبیعت انسان دارد که شکلهای مختلف خانوادگی۔

بهرنوع که باشد نتوانسته در آن تغییری بوجود آورد .

برعکس، در میان سه گروه کودکان مذکور، از لحاظ معرفی والدین خود ، توفيرهای زیادی وجود دارد . آن چه بیش از همه به چشم می خورد ، این است که فقط ۵۵% کودکان ساحل عاج

پدرشان و ۴۷% آنها مادرشان را در نقاشیهایشان معرفی می کنند . در حالیکه ۹۵% کودکان

رم و سارد پدر و مادر را در نقاشیهایشان ترسیم می کنند. بطور مسلم این امر نشانه یی است از این

که در ساحل عاج ، همبستگی مستقیم کمتری بین والدین و کودکان وجود دارد – آنهم بدین دلیل

که خانواده در آنجا یک گروه اجتماعی وسیع و سست است. و چون ارتباط والدین کمتر مداوم است،

بنابر این کودکان می توانند روابط عاطفی ژرفی با دیگر اعضای خانواده یا عشیره بوجود آورند و بدین ترتیب هویت خود را با آنها تطبیق دهند.

وقتی برای هر گروه ، شخصیت های برجسته شده را در نظر بگیریم ، اختلاف فرهنگی آشکاری

بین آنها ظاهر می شود . بچه های رم و سارد در نقاشی های خود همیشه یکی از والدین خود

را به عنوان شخصیت اصلی و یا شخصیت مسلط ،انتخاب می کنند . در حالی که کودکان ساحل عاج

به عنوان مهمترین شخصیت گاهی والدین – معمولا” پدر – و گاهی یکی دیگر از خویشاوندان و یا یک دوست را انتخاب می کنند.

در حقیقت در خانواده های مردم ساحل عاج ، خویشان و دوستان نقشهای مهمی ایفا می کنند. برای آنکه این موضوع را بهتر توضیح دهیم نقاشی شماره ۳۷ را در نظر میگیریم که به وسیله یک کودک ۱۰ ساله ساحل عاجی کشیده شده است :

در وسط کاغذ کلبه حصیری که افراد عشیره در آن زندگی می کنند،

و در دو طرف آن پدر و دایی که به

حالت نیمرخ و به یک اندازه کشیده شده اند، دیده می شود . کودک هنوز نتوانسته است تصمیم بگیرد

میان پدر و دائی کدامیک را به عنوان رئیس خانواده انتخاب کند. نقاشی شماره ۳۸، یکی دیگر از

نقاشیهای ساحل عاج ، از کودک ۱۰ ساله ایست که شخصیت اصلی و برجسته آن دوستی است

که هیکل ورزشکاران را دارد . در حالیکه در گوشه کاغذ تصویر پدر و مادر که پشت میزی نشسته اند در اندازه های کوچک دیده می شود .

از دیگر شباهت ها و توفيرهایی که در این سه نوع فرهنگ نمایان می شود ، تعیین جنسیت

تصویر اصلی یا تصوير مسلط است. تجزیه و تحلیل نقاشیهای این سه گروه نشان می دهد که

پسران همیشه شخصیت اصلی و مسلط را از میان مردان ، چه پدر و چه مردی دیگر، انتخاب می کنند،

و این خصوصیت در مورد همه پسران یکسان است و نشان می دهد که پسران هویت پدر و یا شخصیت

مرد دیگری را برجسته می کنند. ولی برعکس در مورد دختران توفيرهای پرمعنایی میان هر سه گروه

در زمینه نقاشیهایی که شخصیت اصلی و مسلط آنها تصویر مادرانه است، وجود دارد .

درصد استفاده از تصاویر مادرانه در سه مورد توسط

دختران بدین شرح است : رم ۵۳% ، ساحل عاج ۲۹% و سارد ۷۴% که با نتایج بررسیهای قبلی هماهنگ است و نشان می دهد که در جوامعی مانند رم و مخصوصا” ساحل عاج که مردان بر آن تسلط دارند،

نه فقط پسران ، بلکه درصد مشابهی از دختران نیز شخصیت اصلی را از میان مردان انتخاب می کنند

و سعی در تطبيق خود با آنها دارند. برعکس در سارد ۷۴% از دختران کوچک ، تصویر مادر را به عنوان اصلی

و مسلط برمی گزینند، و این امر از حضور بیشتر مادر و غيبت فراوان پدر ناشی می شود ، و نشان میدهد

که دختران در جوامع و خانواده هایی که تصویر مطلوبی از زن ارائه می شود، براحتی می توانند خود را با او تطبیق دهند.

و بالاخره نتیجه تجزیه و تحلیلی در مورد نشان دادن فعالیت والدین در نقاشی کودکان ، گویای آنست

که فقط در نقاشیهای کودکان سارد پدر را در حال انجام کار نمایش می دهند و این نکته در ۷۷% نقاشیهای

مورد بررسی آشکار شده است. اما نشان دادن مادر در حال انجام کار در گروه های مختلف ،

دارای تناسبهای متغیر یعنی ۱۱% در ساحل عاج و ۲۳% در رم و ۶۵% در سارد است ، که بیشتر آنها هم در حال انجام کاری مربوط به خانه هستند.

اهمیتی که دختران و پسران سارد برای کار قائل شده اند ، احتمالا” ارتباط مستقیم با روحیات مردم سارد دارد . فقر و طبیعت وحشی که در آن جزیره وجود دارد، همراه با کار و زحمت و از خودگذشتگی چوپانها ،

انسانهای آن جزیره را با روحیات سخت گیری بار آورده است که بر اثر آن درک و معنی زندگی بر پایه

کار بنا شده است . ولی کودک رمی نسبت به فعالیت و کار پدرش کاملا” بیگانه است .

کودکان ساحل عاج نیز که از طبیعتی مساعد بهره مندند، نسبت به زندگی و کار و ارتباط اجتماعی خانواده ،

درکی جز آن دارند که با درک ناشی از کار مداوم و زندگی سفید پوستان هماهنگ باشد.

اما کودک سارد کار پدرش را به دلیل سادگی و روشنی فعالیت شبانی به خوبی درک می کند –

زیرا خصوصا” که خودش هم در تعطیلات تابستان چند هفته یی را با پدرش به گله داری گذرانده باشد .

اختلاف های اجتماعی فرهنگی کودکان
اختلاف های اجتماعی فرهنگی کودکان

آموزشگاه تا اطلاع ثانوی تعطیل میباشد و تمامی کلاسها بصورت آنلاین برگزار میشود.

آموزشگاه تخصصی نقاشی کودک موناگلابی
تهران/سعادت آباد
تلفن تماس88564740
اینستاگرامmonagolabiart پیج ویدئو ها monagolabiart_
وب سایت www.monagolabiart.ir


در آموزش نقاشی کودک نباید از کپی استفاده کرد .نباید عکس یا نقاشی برای کودک گذاشت.
در شیوه آموزش به سبک خیالک نگاری اصلا از کپی استفاده نمیشود.


In the case of painting training for kids, no copy must be used. Niether picture nor painting must be considered for kids. No copy is used in my training method at all

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!
[کل: 1 میانگین: 5]
Rating: 5.00/5. From 1 vote.
Please wait...